سلام
فكر كنم كه ديگه تموم شد و كنكوري ها كه درگير انتخاب رشته بودند الان دارند يه عالمه از ژرفای وجودشون نفس مي كشندو از بيكاري مفرط به كتاب هاي تست خودشون كه ازشون بيزار بودن پناه ميبرن و يا اون ها رو جر مي دن يا به شعر هايي كه كنار شون تو هر صفحه نوشتن خيره مي شن و مي گن بي خيال ديگه تموم شد و ميرن تا به آينده فكر كنن.
خيلي ها با اين كه يك سال پشت كنكور بودند و شايد همه تلاششون رو كردند باز هم به اون چيزي كه مي خواستند نرسيدن و حالا پسرهای بیچاره هم دارن از ترس اجباري پيام نور و به پزشكي ترجيح ميدن.
و بعضي ها هم اين ميون سال اولشون بوده و تازه دارن مي فهمن كه كنكور چي بوده و از خواب زمستوني تست هاي حل نكرده بيرون مي يان و شروع مي كنن به گرفتن تصميم كبري و هدف گذاري كه اره به همه نشون مي دم به اصغر پسر شمسی خانوم مي فهمونم كه رتبه اون كه چيزي نبود من سال ديگه مي تركونم و غوغايي به پا ميكنم و خط نشون ها و افكار رويايي رتبه يكِ سال ديگه مياد سراغشون كه خدا كنه اين روياها رو بتونن به اثبات برسونن و خودشون غرق مرداب غرور روياهاشون نشن حالا چه اونا كه انتخاب رشته كردن و به سلامتي ميرن دانشگاه و چه اونهايي كه دارن امسال تازه پشت كنكوري ميشن كنكور و مي خوان درك كنن و چه اونهايي كه بي خيال روياهاشون نمي شن و دارن ميرن اجباري تا يه بار ديگه روياهاشون رو به اثبات برسونن خواستم بگم كه اين نامه اي يه معلم شيمي به شاگرداش خوندنش خالي از لطف نيست...
سلام كنكور بازهم آمد و رفت؛و باز هم چون هم چون هميشه اغلب رقابت ها ، عده ي معدودي به آن چه مي خواستند رسيدندو عده ي كثيري از ان چه مي خواستند باز ماندند؛ و ما نمي دانم تو كه خواننده اين سطور هستي از كدام گروهي. اما يك چيز را مي دانيم و از آن بيم داريم. از آن بيم داريم كه در اين ميان هياهو ها، شخصيت انساني تو تبديل به يك عدد شده باشد، حالا يك رقمي يا دو رقمي يا سه جهار يا ...رقمي اش فرق نمي كند. اين روزها، روزهايي هست كه همگان خودشان را به صورت يك عدد مي بينندكه در پاي كارنامه شان درج شده؛ و اين، مستقل از آن كه آن عدد چند باشد، كوچك باشد يا بزرگ، يك رقمي باشد يا چند رقمي، چيزي نيست جز به حقارت كشيدن ظرفيت هاي وجودي انسان. زنداني ها از وقتي وارد زندانمي شوند، ديگر نام و فاميل و هويت بيروني ندارند؛ تبديل مي شوند به يك شماره، كه در همان بدو ورود به زندان ، پلاك آن را مي اندازند گردن شان و يك عكس روبرو و يك عكس نيم رخ از ان ها مي گيرند. و ان زنداني را از ان پس با آن شماره معرفي مي كنند؛ از ان پس يك عدد است نه يك آدم. و چقدر سخت است كه ما هر سال شاهد يك زندان 5/1 ميليون نفري باشيم، كه همه آدم هايش به يك شماره تبديل مي شوند؛ و از اين نظر فرقي بين انها نيست؛ حتي شماره 2،1و3اش عكس تمام رخ شان را مي بينند كه اين جا و آن جا چاپ مي شود. اگر عكس نيم رخ شان هم چاپ مي شددر كنار همان تمام رخ، شايد اندكي به خود مي امدند و از قيد غرور خطرناكي كه مي تواند تا سال ها زنداني شان كند خلاصي مي يافتند. و ان يكي ها كه رقم شان بيشتر از آني است كه مي خواستند، به كنجي مي خزند و خود را به زندان غم اسير مي كنند.زنداني، زنداني است؛ چه زنداني غرور باشد چه زنداني غم. و اين كه انسان با تمام ظرائف رو حي اش، با تمام حساسيت هايش، با تمام انسانيت هايش، با تمام دغده هايش، با تمام خوبي هايش (بيش تر) و بدي هايش (كم تر) را تبديل كنيم به يك عدد واين بشود معيار ارزش گذاري؛ چيزي نيست جز به حقارت كشيدن وجود بشر؛ و مايه تاسف است. حقا كه بد امانتداري هستيم.
اما اين با توست كه در ميان اين قيل و قال از كدام گروه باشي. مي تواني به اين حقارت تن در دهي و همراه با اين جريان سيابي كه شخصيت انساني ات را به قهقرا مي برد؛ همراه شوي. مي تواني در غرور رتبه خوبت گم شوي يا در غم رتبه اي كه مناسب خود نمي داني اسير. اما... مي تواني جور ديگر هم باشي. مي تواني زنجير ها را پاره كنيف و خودت را از زندان ننگ آن چند رقمي رها كني، به سوي حقيقت فرار كني، ريه هايت را پر از اكسيژن انسانيت كني، بر فراز قله توانايي هاي بشر بايستي، دستانت را از هم باز كني و بلند فرياد كني:
من يك انسانم، با تمام ابعاد متنوعي كه يك انسان دارد، و با تمام خصوصيت هاي ي كه بسياري از ان منحصر به فردند. زنجير ها را پاره كرده ام، و مسير عروج را مي بينم كه چقدر راه هاي مختلف دارد. من در هر حال، در مسير تعالي پيش خواهم رفت.
و من دختر مهرباني را مي شناختم، كه هر چند وقت يك بار به يكي از مراكز نگهداري كودكان بي سرپرست سر مي زد، و چقدر به آن ها مي رسيد، و بچه هاي آن جا چقدر او را دوست مي داشتند.
و روزي كه ديدم يه خاطر رتبه چهار رقمي كنكورش دارد گريه مي كند، نشستم و هاي هاي به حال انسانيت گريستم و بر خود لعنت فرستادم كه مترهامان را چه شده است آيا داريم ارزش انساني فردي را با اين اندازه مي گيريم كه توانسته است در 18 دقيقه به چند سوال از 25 سوال عربي پاسخ دهد....
دکتر بهمن بازگاني
ساده باش ساده بمون که سادگی یعنی خدا
داد بزن از ته دل که تنها می مونه صدا
منم گفتم چشم چون می دونم حواسش با منه
فقط همین ... (رضا صادقی)
پانوشت: بزودی میام با طرحی نو منتظرم باشید
با مطالب باحالش خیلی خنده داره)
سلام به همه جوونا ی تر گل و مر گل این دفعه با یه مطلب توپ اومدم و می خوام در باره یه موضوع که همین پایین نوشتم صحبت کنم حتما بخونیدش (
جون مادرتون بخونییید تو رو خدا بخونیید)
هه هه خوب به بقیه نوشته توجه کنید.
راست این آهنگ قشنگ از محسن یگانه رو هم دانلود کنید تا از کفتون نپریده من که همین الان دانلودش کرد و خیلی خوشم اومد دلم نیومد باستون نزارم (آخه منم حساس
کلیم سنگ ساز
)
ما در اینترنت چه می کنیم؟
خوب برای اینکه به این سوئال یه جوابی داده باشیم من یه طبقه بندی بر حسب اطلاعات نت شناسی که از سطح نت جمع اوری کرده بودم، ایجاد کردم که خوب جالب شده و خوندن اون خالی از لطف نیست (
جون باباهاتون بخونین)
خوب ما تو این طبقه بندی چند دسته داریم اول به دسته دوم می پردازیم خوب بخاطر اهمییتش.
دسته دوم: چتر های مشهور (Famous Chatter)
این دسته شامل همه جور از آدم ها میشه. چه کوچیک چه بزرگ چه پیر چه
جوون چه زن چه مرد چه خر چه الاغ (
اه یه ذره جو گرفتم) خوب کار این دسته؛ این دسته به کار چت بازی مشغول اند .این دسته از آدما در کل میان اینترنت که چت کنن. خوب من در اینجا شرایط و لوازم مورد نیاز برای پیوستن به این گروه رو برای شما ذکر می کنم(یا همون می تایپم):
وسایل مورد نیاز:
یه عکس 3 در 4 برای نشون دادن خودتون به دیگران در روم. زیاد نگران نباشید اگر گیر نیاوردین میتونید از یه جا یه عکس دودره کنید (به دزدید)(البته یه عکس خوشکل باشه خوب شما دارید یه عکس دودر می کنید حداقل خوشکل شو دودر کنید)
یه فتوکپی شناسه از برگه اول شناسنامتون یا اگه نشد یه asl (اطلاعات) خوب و قشنگ و تپل مپل از خودتون تا هر کی میشنوه کف کنه و همون جا کف بالا بیاره و از فرط کف کردن با شما دوست بشه .
یه voice ناقابل برای آنهایی که مایل به voice chat( گفتگوی صوتی) هستند (البته شما می تونید از این راه کمی به جنسیت طرف مقابل پی ببرید.)
یه web camبرای مواقع ضروری که voice جواب نداد می تونید از اون استفاده کنید
و از همه مهم تر و نگفتم نرم افزار مشهور Yahoo Messenger (
و داشتن یه یاهو آیدی برای چت بازی. تو نونوایی محلمون که میرم اونم یه آیدی از یاهو داره بابا الان اگه یه آیدی از یاهو نداشته باشی بری بمیری بهتره تا بیای اینجا این اراجیف و بخونی .
و در آخر به یک فرد الاف آسمون جول یا کوچه متر کن یا هر جور دیگه که در کل الاف و آسوپاس باشه مثل افشین آسوپاس خودمون یا می تونه از اون بهتر هم باشه. خوب من باید یه تبریک به این گروه بگم و بهتر است براشون بخونیم
{قهرمان دلاوران به نام یزدان پیروز باشید .....} (خوب دیگه ) چون آخه ما در این گروه در جهان نفر اول هستیم. بابا ما ایرانیان هنوز استعداد ها مون شکوفا نشده!
خوب میرسیم به دسته اول: وبگردها (( Webgards
که خود این دسته دو تا زیر مجموعه داره یه زیر مجموعه وبگرد های الاف و یکی دیگه وبگردهای با برنامه که باهم میپردازیم به زیر مجموعه اول
وبگردهای الاف:
این دسته شامل جوون های بی گناهی میشه که این جوون ها با گذشت از کنار دکه ها ی روزنامه فروشی دچار کارت (اینترنت) گرفتگی مزمن می شوند و به ناچار برای بهبود حال خویش دست در جیب خود کرده ازته مانده پول توی جیبی خود چند گرمی کارت اینترنت از آقای روزنامه فروش خریداری کرده و بعد شتابان به سوی منزل خویشتن رهسپار شده و آن چند گرم کارت اینترنت را بعد از مخلوط کردن در PC خود نوش جان می کنند و وضع حال خویش را کمی بهبود می بخشند. (
چه جلب در واقع چه جالب)
*
خوب حالا میریم سراغ نحوه مخلوط کردن : خوب خانم های خونه خوب گوش کنین (
هان) بعد از اینکه به اینترنت اتصال یافتید فقط کافیست خودتون به لینک های پر زرق و برق و ناب که چشمک میزنند بسپارید با کلیک به هر لینک به فضایی دیگر وارد میشید که باز اونجا هم یه عالمه لینک داره باز با کلیک به لینک های اونجا میرید تو یه جایه دیگه(
البته در این راه امکان داره با فیلترینگ برخورد کنید که در این جا ما از کاتالیزر فیلتر شکن استفاده میکنیم) خوب هی می چرخید و هی می چرخید که به این حالت در اصطلاحات نت شناسی وب چرخ یا لینک سواری می گن. که این دسته از افراد در صورت قطع نا بهنگام برق یا تمام شدن کارت اینترنت یا جیغ اعضای خانواده (
پاشو زلیل مرده) دست از کار خود می کشن و این کار را رها می کنن این جوونا غافل از اینکه دچار اعتیاد مزمن به اینترنت یا وب شده اند فردای همان روز به طور غیر ارادی و نا خودآگاه به سمت دکه روزنامه فروشی رفته و باز چند گرمی کارت اینترنت خریداری کرده و باز مصرف می کنند خوب دیگه اگه مصرفشون هم بالا بره دیگه طرز مصرف تغییر پیدا می کنه و اول به صورت سرنگ ( از طریق کافی نت ها انجام میشود) و بعد در صورت بالاتر بودن به صورت تو دماغی (از طریق لب تاب های انجام میشه و خرجش بالا هست) خلاصه اگه دچار اعتیاد مزمن به وب شدید حتما یه سر به مراکز ترک اعتیاد بزنید یا اگه مرکز ترک اعتیاد پیدا نکردید خودتون و از بالای برج آزادی بندازید پایین (
هی می دونی چرا نگفتم برج میلاد چون برج آزادی اگه پا ها شو جفت کنه از برج میلاد هم بزرگتره)
وبگردهای با برنامه:
فرق این زیر مجموعه با زیر مجموعه قبلی در نحوه استفاده چند گرم کارت اینترنت است که در این صورت درصد احتمال به اعتیاد یه ذره پایین می آید. این افراد دیگر در نت به لینک سواری مشغول نمی شوند بلکه با استفاده از لینک دونی های پر لینک و لینک سوز و لینک به روز به سمت وبگردی رهسپار می شوند. در این راه پر پیچ و خم چه افرادی که دل به لینک ها نباخته اند و با محو شدن در چند لینک خود را به دست غارت گر این لینک ها سپرده و به لینک سواری مشغول شده و دیگر اثری از آنها در دنیا نبوده و همان جا جلوی کامپیوتر خویشتن از فرط بی کارتی جان به جان آفرین تسلیم کرده اند. ولی چه افرادی که با گذاشتن کلیک Close بر روی احساسات خویشتن در نت خود را از این گرداب وانفسا بیرون نکشانده اند و ما هم برای جایزه به این افراد یه لینکدونی هدیه می دیم البته
بخشید وقت نکردیم که کادوش کنیم .
*
همین لینکدونی سایت آیپرودو که این بقل همین کنار مشاهد اش می کنید. دسته سوم: آپدیت کننده ها (Updaters)این دسته هم مانند دسته قبل دو زیرمجموعه دار آپدیت کننده های با کلاس و آپدیت کننده های بی کلاس
آپدیت کننده های با کلاس:
همون کسای هستند که یه وبسایت معتبر و پر زرق و برق دارند و هروز یا هر هفته یا هر ماه یا هر هر دیگه ای به اپدیت وبلاگ خود با هزاران تا مطالب می پردازند که در این راه بعضی ها چه پول هایی به جیب می زنند و بعضی ها چه شهرت هایی که کسب نمی کنند(
خوش به حالشون)
آپدیت کننده های بی کلاس: خوب در این میون راهی باز میشه برای کسانی که با زدن یه وبلاگ چزقلی تو یه دونه از این وبهاست های رایگان شروع می کنند به کپی برداری از این وبسایت ها که این جور آدما بیشتر شبیه به یک دستگاه وبکاپی میمونند. هر چی دلتون بخواد تو این وبلاگ ها هست و
هروز ... از دیروز دینگ دینگ (پر کردن جای خالی رو به دست خودتون سپردیم برید نگاه کنید بیاد بگید) خوب در این میون بعضی هام مثل من شروع می کنن به زدن یه وبلاگ زرد مایل به سبز که خودم نمی دونم تو کدوم دسته هستم (
هان؟)
دسته چهارم: هکرها (Hackers)
خوب رسیدیم به این دسته ظالم که شروع می کنند به خراب و خروب کردن نت و ایجاد ویروس و ایجاد گند کاری تو اینجا آی چی بگم هر کی با بابا ننش آشتی میکنه میره یه ساب سون(Sub Seven) میریزه رو دستگاش شروع می کنه تو نت به هک کردن این و اون
. نگو که دلم از دسته همشون خونه
(خونه نه خونه منظورم خونه است نه خونه) بابا ما شب و روز نداریم (البته تو نت شب با روز فرق نمی کنه) میری تو روم میندازنت بیرون میری تو یه سایت یه عالمه ویروس و کرم و جک و جونور میندازن تو کامپیوترت میری یه چیز دانلود کنی اینقدر به هش جک وجونور وصل می کنن که دیگه باید با دنیا آیتی خدا حافظی کنی آخه من نمیدونم ما چه هیزوم تری به اینا فروختیم که باید جواب پس بدیم آقا اگه هیزومت تره بگو بیام خونتون باستون شوفاژ نصب کنم بیخال ماشید
دسته پنجم: بچه + ها (Plus Person)
این دسته از آدم های بی آزار و مثبت تشکیل میشه که هر یه ماه یا یه سال میان اینترنت و فقط شروع می کنن به چک مایل (بی سواد میل نه مایل هان؟) یه چند تا آفلاین می خونن میزارن میرن بیرون تا نکنه معتاد بشن و به اینا میگن بچه مثبت و پاستوریزه ولی این افراد هم کم کم دچار اعتیاد به نت می شوند باور نداری بابا خودم از همین راه دچار اعتیاد به نت شدم
خوب این عکس و هم نگاه کنید بنده خدا چرا اینجوری شده هی یارو بلند شو برو خونتون. آخه منتظره یه پسرست هنوز نیومده شاید باسه پسره بنده خدا کاری پیش اومده شاید تو ترافیک مونده شاید ماشینش پنچر شده خوب مرض نداره که این بنده خدای اسکلت رو بزاره سرکار. راستی این بنده خدا چرا اینقدر لاغر شاید این هم معتاد هست بیچاره بلند شو برو یه کشمشی یه مغز گردویی بخور جون بگیری پاشو (
هان؟)

یه وبلاگ داریم شاه نداره
از خوشگلی تا نداره
من این وبلاگو نداشتم
یه هو به فکرش افتادم
بابام به من عیدی داد
یه وبلاگ با یه قالب داد
خوب حالا که لطف کردید این شعر بی قافیه رو خوندید بقیه مطالب این پست رو هم بخونید.
اینجا ما یه وبلاگ زدیم که درباره هرچی فکر کنی توش می نویسیم از شیر مرغ تا جون جوونا ی این مملکت . این وبلاگ فقط مختص جوونا هستش و بقیه افرادی که جوون نیستن لطفا نیان تو وبلاگ وقت خودشونو الکی هدر ندن خوب هرکی خواست بیاد اینجا اول بره جوون شه بعد بیاد اینجا خوب بسه چقدر حرف زدم خوب بگو یه وبلاگ جدید زدیم دیگه این قدر حرف زدن نمی خواد.
راستی الان که همه جا حرف و صحبت چیه ؟ نخود چیه نه حرفو صحبت از جام جهانی هستش. تیم ایران هم که با اون بازی های باحالش که تو آسیا کرد ما می گفتیم یعنی ما که نه این قیصر خان میگفتش که پدیده جام میشه نمیدونم چرا نشد بابا ما که مقصر نیستیم این کفش های بچه های تیم ملی بد بود الکی الکی میرزا پور سر خورد بعد ش همالکی الکی گل خورد ]یه کی نیست بگه آخه اینم شد دلیل تو آودی[! ولی در کل این حرفا رو زدم بگم که بی خیال باخت تیم ملی یه روز می بازیم یه روز می بریم یه روزم مساوی می کنیم دنیا همش که فوتبال نیست (رئیس فدراسیون ماست مالی کنون باخت های تیم ملی) حالا این ترانه رو که بعد از باخت تیم ملی در باره عملکرد این تیم در جام جهانی سروده شده بخونید ]راستی حق کپی برداری ندارید چون خودم قبلا از تو کاریکاتور پایینی دودر زدم[این کاریکاتورو من از تو مجله چلچراغ براتون گذاشتم که کار دست بزرگمهر حسین پور هست آخه دیدم خیلی قشنگه حیفم اومد براتون نزارم حتما بخونید و ببینید فعلا بای تا پست بعدی با یه مطلب با حال حتما پست بعدی رو بخونید تا چند روز دیگه میزارمش پس بای جوونای خوشگل با حال و ناز و ... !
یه تیم داریم قل قلیه
سرخ و سفید و سبزیه
داییش داره سه پا میره
سنش داره بالا میره
میرزا پورم هوا می ره
نمی بینه توپ کجا می ره!
علی کریمیش سوا می ره
اون پاش داره جدا می ره
کعبی داره کجا می ره؟
لنگش داره بالا میره
نمی دونی تا کجا می ره
تا دهن فیگو می ره!!!
مهدوی کیا بی جون شده
بنزینش دیگه تموم شده
برنکو نگو بلائیه...
آدم با صواتیه!
ای کاش ایویچ نداشتیم!
ای کاش دادکان نداشتیم!
ای کاش ما توپ نداشتیم ...!
اصلا فوتبال نداشتیم...
بابا به ما عیدی نده...
یه توپ قلقلی نده...!!!
